الشيخ المنتظري

493

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

نمى زند ، پس مقصود اين است كه عملاً به نتيجه اى نمىرسند . « الاعتساف » يعنى بيراهه رفتن ; معناى جمله اين است كه : وقتى آن اوهام و عقول نتوانستند به كنه ذات و حقيقت صفات خداوند برسند برگشت كردند « معترفة بأنّه لاينال بجور الاعتساف كنه معرفته » و از روى اعتراف گفتند كه با غير عادلانه و بيراهه رفتن نمىتوان به كنه معرفت و شناسايى او رسيد . « وَلاَتَخْطُرُ بِبَالِ اُولِى الرَّوِيَّاتِ خَاطِرَةٌ مِنْ تَقْدِيرِ جَلاَلِ عِزَّتِهِ ، الَّذِى ابْتَدَعَ الْخَلْقَ عَلَى غَيْرِ مِثَال امْتَثَلَهُ ، وَلاَ مِقْدار احْتَذَى عَلَيْهِ مِنْ خالِق مَعْهُود كَانَ قَبْلَهُ » ( و به دلهاى صاحبان فكر و انديشه خطور نمىكند خاطره اى از مقدار عظمت و بزرگى او ، خدايى كه مخلوقات را خلق نموده بدون الگوبردارى ، و بدون اندازه گيرى و پيروى از آفريننده مشخّصى پيش از خود . ) « رويّات » جمع « رويّة » به معناى فكر و انديشه است ، « اولى الرّويّات » يعنى صاحبان فكر و انديشه . « جلال » به معناى عظمت ، و « عزّت » به معناى غلبه و قدرت است . مقصود اين كه به دلهاى صاحبان فكر خطور نمىكند مقدار عظمت قدرت او . « الّذى ابتدع الخلق على غير مثال امتثله » ، مقصود اين است كه خداوند مخلوق خود را بدون الگوبردارى خلق فرموده است . هر مهندس يا مخترع و يا . . . وقتى بخواهد چيزى را بسازد و يا ابداع كند ، اوّل الگوبردارى مىكند و بعداً آن چيز مورد نظر خود را مىسازد ; مثلاً خياطى كه مىخواهد لباسى را بدوزد ، ابتدا الگوبردارى مىكند تا بتواند لباس مورد نظر خود را خوب از كار درآورد . مقصود حضرت امير ( عليه السلام ) از اين جمله اين است كه بفهماند خداوند در كار خلقت جهان هستى بدون الگوبردارى اقدام به ابداع كرده است . « و لا مقدار احتذى عليه من خالق معهود كان قبله » ; « احتذى » به معناى مقايسه كردن و منطبق كردن بر چيز ديگرى است ، « احتذى عليه » به معناى « قاس و طبّق عليه » است يعنى مقايسه كرد و تطبيق نمود بر آن . جمله « و لا مقدار »